

نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: یکشنبه 30 بهمن1390
به خبر زير كه در روز ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ در برخي سايتهاي خبري (از جمله اينجا) آمده بود توجه كنيد:

"بخشهايي از آمفيتأتر 2 هزار ساله شهر رم كه به دليل بارش سنگين برف طي هفتههاي اخير تعطيل شده بود، تخريب شد.
علاوه بر اين بناي 2 هزار ساله، آثار تاريخي ديگري نيز در هفتههاي اخير دچار خسارتهايي شدند كه از آن جمله ميتوان به بناهاي تاريخي شهر قرون وسطايي "اوربينو" اشاره كرد. صومعههاي "سن فرانچسكو" و "سن برناردينو" همراه با كليساي "كاپوچينز" در حومه شهر از جمله آنها محسوب ميشوند."
اين اتفاق در كشور مهد باستان شناسي و تربيت كننده كارشناسان باستان شناسي و گردشگري افتاده است. حال تصور كنيد كه اگر اين اتفاق در ايران و براي تخت جمشيد مي افتاد، رسانه ها و مردم خودمون (كه صد البته حق هم دارند) چه چيزهايي ميگفتند. از جمله اينكه واقعا كسي نبود كه برود بالاي پشت بام و برفها را پارو كند؟!! يا فقط ما جهان سومي ها هستيم كه عُرضه نگهداري از آثار باستاني مان را نداريم!! يا مثلا خيلي ها ميگفتند كه اگر اين بنا در اروپا قرار داشت، براي نگهداري اش چه مراقبتهايي كه نمي كردند.
اين مشكلات -از نوع خبر فوق- متاسفانه فقط موجود در كشورهاي در حال توسعه يا به تعبير اشتباه -جهان سوم- نيست، اگر بحران مالي پيش بياد، همه جا همينطوره حتي قلب اروپا.
شما چه نظري داريد؟
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 25 بهمن1390
http://www.ichto.ir/Default.aspx?tabid=774
نرخ ارزمرجع (بانک مرکزی )
http://www.cbi.ir/exrates/rates_fa.aspx
سفرکارت ملی
http://www.ittic.com/safarcard/Default.aspx
راهنمای نقشه ایران
http://taciran.com/iranmap/FaIranMap.asp
مسیرومسافت های بین شهرهای ایران
http://taciran.com/iranmap/FaIranMap.asp
راههاومراکزگردشگری کشور
مناطق نمونه گردشگری ایران
سازمان هواشناسی (آب وهوای راههای کشور)
http://www.irimo.ir/farsi/roads/index.asp
اطلاعات جغرافیایی راههای کشور
ستادتسهیلات سفر
http://www.ichto.ir/Default.aspx?alias=www.ichto.ir/stsi
مسير و مسافت بين دو شهر
http://www.iranroadsguide.ir/RoadsF.ASP?WCI=BestRoad
سامانه اطلاعات جغرافیایی
پیگیری کارت سوخت
http://81.28.32.47:7001/welcome.jsp
تعیین قبله بااینترنت
http://www.nojumi.org/farsi/qebleh/index.htm
118اینترنتی
http://118.tct.ir/lglfrm05s.htm
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 25 بهمن1390
شمال ایران که همه اش دریا و جنگل یا تصاویر تکراری نیست. اگر فکر می کنید به اندازه موهای سرتان شمال رفته اید و همه گوشه و کنار آن را می شناسید، سخت در اشتباهید.
● به قشلاق پرنده های مهاجر سر بزنید
شمال ایران که همه اش دریا و جنگل یا تصاویر تکراری نیست. اگر فکر می کنید به اندازه موهای سرتان شمال رفته اید و همه گوشه و کنار آن را می شناسید، سخت در اشتباهید. اگر حاشیه دریای خزر را بگیرید و هزار بار از اول مازندران تا آخر گیلان بروید باز هم مناظر بکر و کشف نشده ای هستند که احتمالا هنوز سراغ آ ن ها نرفته اید. گرچه بهار و تابستان سرزمین های شمالی زیبایی های بی نظیر خودش را دارد و نمی شود از آن ها گذشت ولی اگر می خواهید مناظر منحصر به فردی از صدها هزار پرنده مهاجر را ببینید و حیات وحش منحصر به فردی را تجربه کنید، وقت آن زمستان است؛ خلیج میانکاله، قشلاق گونه های متنوعی از پرندگان مهاجری است که برای گذران پاییز و زمستان از سیبری به این سو پرواز کرده اند و تا اواخر زمستان همانجا می مانند. این فرصت را از دست ندهید.

(كليد ادامه مطلب را كليك كنيد)
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 18 بهمن1390
نشاني وب سايت (وبگاه)هاي مهمترين موزه (تماشاگه) هاي ايران
(من خودم تك تك آنها را تست كردم و پس از تاييد توي اين بخش قرار دادم)
بازديد از موزه ها يكي از راههاي شناخت فرهنگ و تمدن يك كشور هتسش. معمولا گردشگران هر شهر يا كشوري، سري به موزه هاي آنجا ميزنند تا با تاريخ و تمدن يا حتي فناوري و فرهنگ آن شهر يا كشور آشنا بشوند.
اين ليست يكي از كامليترين فهرستهاي لينك موزه هاي ايران هستش. مي تونيد امتحان كنيد و پس از جستجو در موتورهاي جستجو ببينيد كه آيا يك لينك كامل و با پيوندهاي صحيح (نه ارجاعات تاريخ گذشته) ميتونيد پيدا كنيد. البته تعداد موزه هاي ايران خيلي بيشتر از اين ليست هستش ولي متاسفانه اكثر آنها يك سايت ساده ندارند. حالا اگر شما در گوگل جستو كرديد و از اين ليست كاملتر پيدا نشد كه نميشه، با خيال راحت از لينك زير لذت ببريد:
موزه سينماي ايران
موزه علوم و فناوري
موزه
صنعت برق ایران
موزه هنر امام علي (ع)
موزه آثار شهيد مطهري
موزه آبگينه و سفالينه هاي ايران
موزه ملي تاريخ علوم پزشكي ايران
موزه تاريخ طبيعي (دانشگاه زنجان)
موزه پاسارگاد، پارسه (تخت جمشيد)
مجموعه فرهنگی تاریخی کاخ گلستان
موزه طبیعت و حیات وحش ایران (دارآباد)
موسسه ی کتابخانه و موزه ی ملی ملک
National Museum of Iran (موزه ملي ايران)
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 18 بهمن1390
نگاهي
گذرا به تاريخچه موزه و موزه داري در
ايران
نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراكز حافظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يك از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند.
موزه كلمه اي يوناني است كه از " موزه يون " به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است. به طور كلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اتلاق مي شود كه در محل يا عمارتي نگه داري و در معرض نمايش گذاشته شوند.
تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي كه باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو كرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند كلوزر، كلماكره و مجموعه سفال و آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره ها پنهان مي كردند.
بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجاد موزه ايران باستان بايد جستجو كرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يكي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود كه به سال 1316 خورشيدي افتتاح گرديد.
طراحي ساختمان اين موزه به عهده " آندره گدار " فرانسوي بود و شكل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق كسري انوشيروان ساساني است.
اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،آداب و روسوم،باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،حال و آينده مي توان به شمار آورد.
موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشكاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود.
يكي از مهمترين وظايف يك موزه برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با شيئي به نمايش در آمده است. در حقيقت بايد كوشيد تا همان ارتباط وحسي را كه بين خالق يك اثر و خود وجود داشته به نوعي ديگر به بازديدكنندگان منتقل نمود كه اين امري دور از دسترس نيست.
امار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده استكه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.
موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )
موزه تاريخي و باستان شناسي: ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله و دوره هاي تاريخي هستند . بيشتر اين آثار بر اثر كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدن گذشته و تلفيق كننده علم، هنر و دانش يك ملت يا يك قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند. موزه ملي ايران ( ايران باستان )، موزه ملي ورساي در فرانسه و موزه تاريخ در واشنگتن از اين نوع هستند.
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: دوشنبه 17 بهمن1390
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: شنبه 15 بهمن1390
در 12 کیلومتری شمال شهر سراب منطقهای است به نام رازلیق؛ در آنجا کوهی است به نام زاغان که بر یکی از صخرههایش کتیبهای نقش بسته در 16 سطر، در قابی به ابعاد 80 در 120 سانتیمتر.این سنگنوشته متعلق به یکی از پادشاهان اورارتو است. تمدنی بسیار کهن که در شمال کردستان و غرب آذربایجان امروزی شکل گرفت و مرکز حکومت صاحبان این تمدن حوالی دریاچه وان بود.

اورارتوها که به اعتقاد بسیاری از محققان، نیاکان ارامنه و گرجیها بودهاند، با مادها در ایران مراوده و البته مجادلههای بسیاری داشتند و پادشاهان آنها نیز مانند آنچه در آن روزگار متداول بود پس از پیروزیهای بزرگشان دستور به کندن و نگارش کتیبه و ثبت پیروزیهای تاریخیشان میکردند.
سنگنوشته رازلیق یکی از همین اسناد ارزشمند است که به خواست آرگیشتی دوم (730 ـ 685 ق.م.) پادشاه صاحب نام اورارتو، پس از پیروزی بر همسایگانش و تسخیر بخشهای زیادی از سرزمینهای آنان به نگارش درآمد.

آنچه از میان سطرهای این کتیبه که به خط میخی اورارتویی نوشته شده و میتوان ترجمه کرد به این شرح است.
«به یاری خداوند، آرگیشتی میگوید: من به سرزمین آرهو لشكر كشیدم. سرزمین اولوشو و سرزمین بوقو را تسخیر كردم تا كنار رودخانه مونا رسیدم و از آنجا بازگشتم. سرزمینهای گیردو، گیتوهانی و توایشیدو را تسخیر كردم. شهر روتومنی را گرفتم. سرزمینهایی را كه من تسخیر كردم تحت باج خود قرار دادم. این قلعهها را كه من به زور گرفتم دوباره برقرار ساختم.

من آن را آرگیشتی ایردو (یعنی رعیت آرگیشتی) نامیدم. به خاطر شکوه استقامت اورارتو، برای مطیع ساختن سرزمینهای دشمن، به یاری و عظمت خداوند و آرگیشتی، شاه بزرگ، شاه جهان، شاه شاهان، خداوندگار شهر توشپا. آرگیشتی می گوید: هر كس نام مرا محو كند یا به این كتیبه صدمهای بزند. امیدوارم خدایان او را محو سازد».

یکی دیگر از مهمترین کتیبههای اورارتوها در حوالی شهر اهر قرار دارد. اهر در 103 کیلومتری شمال شرقی تبریز است و از قدیمیترین مناطق آذربایجان به شمار میرود. اهر به نام ارسباران نیز شناخته میشود و در کتابهای زیادی با این نام عنوان شده است. این ناحیه به علت اهمیت سیاسی و نظامی از دیرباز برای تمدنها و اقوام بسیاری مورد توجه بوده است. به همین علت است که اورارتوها نیز آن را جایی مناسب برای به جای گذاشتن یادگارهایشان انتخاب کردهاند. یکی از توابع اهر، ورزقان است که در 2 کیلومتری شرق آن کوهی به نام زاغی است و کتیبه سقندل بر پیشانی این کوه نقش بسته است.

این کتیبه در 10 سطر به خط میخی و به امر ساردوی دوم (750 ـ 733 ق.م.) پسر آرگیشتی اول حک شده و در آن از حمله به ناحیه کوهستانی پولو آدری و گشودن 21 دژ و تصرف 45 یا 44 شهر در یک روز، سخن میرود. با توجه به نظریه دانشمند اورارتوشناس گرجی، پولو آدری محل زندگی یک طایفه کوهنشین در شمال آذربایجان ایران بوده و این کتیبه به حوادث سالهای 747 ـ 45 قبل از میلاد مربوط میشود.
علاوه بر این، کتیبه اورارتویی دیگری نیز در کوههای اهر شناخته شده که باز هم مربوط به پادشاهی است به نام آرگیشتی. این سنگنوشته در روستایی به نام شیشه از توابع دهستان ورگهان در اهر قابل دیدن است. اگرچه آسیب زیادی دیده، اما خط میخی اورارتویی آن هنوز هم به خوبی قابلتشخیص است.
برگرفته از جام جم
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: شنبه 15 بهمن1390
شناسايی پرندگان و پرندهنگری
چگونه پرندگان را بشناسيم
بسياری از افراد علاقمند به حيات وحش و پرندگان ، صرفا به اين دليل که نمی توانند يک زرده پر را از يک سهره تشخيص دهند از پيگيری و مطالعه در دنيای زيبای پرندگان خودداری می کنند. برای برخی ديگر يادگيری بعضی نامها و اصطلاحات نامانوس مربوط به پرندگان دشوار می باشد، ولی لذت بردن از عالم پرندگان، چه بطور مداوم و چه گاهگاه نه معلومات وسيع می خواهد و نه تخصص دانشگاهی. حتی کسانی که ادعا می کنند تفاوت بسياری از پرندگان را نمی دانند مسلما عقاب، کلاغ، کبوتر، اردک، جغد و بسياری از پرندگان ديگر را می شناسند و در حقيقت زمينه شروع کار را دارند.کما اينکه يکی از معروفترين پرنده شناسان انگليسی کارمند راه آهن است.
روش های شناسايی پرندگان بسيار ساده و محدود می باشد. شرط اول داشتن حوصله و پشتکار است. از هيچکس انتظار نمی رود در وهله اول هر پرنده ای را می بيند شناسايی کند. شناسايی پرندگان در صورتی ميسر است که بتوان مشخصات ظاهری آنها را دقيقا مشاهده کرد. شرط دوم رعايت سکوت و آرامش است. اگر با سر و صدای زياد و در حالی که با دوستان خود صحبت می کنيم وارد منطقه ای شويم بدون شک پرندگان زيادی را فراری خواهيم داد. ولی چنانچه در جايی کمين کرده و ساکت بمانيم موفق به ديدن پرندگان بيشتری خواهيم شد. در صورت امکان بهتر است در آغاز کار با افراد وارد همسفر شويم تا راه و رسم مشاهده صحيح پرندگان را بیاموزيم.
پرندگان را در همه جا و در تمام فصول سال می توان مشاهده و مطالعه کرد.اين کار نياز به وسايل و تجهيزات زياد ندارد. در بيشتر موارد داشتن کتاب راهنما، دوربين دوچشمی (در صورت امکان تلسکوپ) يک مداد و يک دفترچه يادداشت، لباس مناسب فصل، کلاه آفتاب گير و اندکی صبر و حوصله کافی است.

لوازم مورد نياز براي كار صحرايي
همانند هر كار يا شغل ديگري اين كار (تماشاي پرندگان) نيز احتياج به لوازم و تجهيزات خاص دارد. خوشبختانه اين لوازم در كشور ما خيلي گران نبوده و براحتي قابل تهيه هستند.
دوربين چشمي
دوربين ها انواع مختلف و به طبع آن كارآيي متفاوتي دارند. مناسبترين دوربين ها براي تماشاي پرندگان دوربين هاي 30*8 و 40*10 هستند.
عدد اول كه معمولا از عدد دوم كوچكتر است بيانگر بزرگنمايي دوربين و عدد دوم قطر عدسي شيئي دوربين بر حسب ميليمتر است.
كتاب راهنما
مسلما همه پرندگان مورد مشاهده براي ما شناخته شده نخواهند بود و لازم است كه در همان محل به تصاوير و توضيحات كتاب راهنما مراجعه و از شناسايي گونه پرنده اطمينان حاصل كنيم.
در اين زمينه كتابهاي متعددي موجود مي باشد كه به تعدادي از آنها اشاره مي گردد:
پرندگان ايران؛ انتشارات محيط زيست؛ نوشته درك اسكات؛ علي ادهمي و ديگران
پرندگان ايران؛ انتشارات فرهنگ اسلامي؛ نوشته دكتر جمشيد منصوري
The bird of the Middle east, Porter
Birds of Britain and Europe, j. Nicolai, D. Singer.K.wothe
The Macmilan Birders Guide to European and Middl -Eastern bird
دفترچه يادداشت
سعي كنيد مشاهدات خود را سريعا يادداشت نماييد. بعد از چند سال خواهيد ديد كه براي شما مفيد خواهد بود. براي اينكار نياز به يك دفترچه جيبي و يك مداد داريد. ترجيحا براي اين كار از خودكار استفاده نكنيد زيرا: در سرما خوب نمي نويسد؛ اگر رو به بالا بگيريد نمي نويسد؛ در گرما ممكن است جوهر پس بدهد و از همه بدتر اگر آب به دفترچه يادداشت شما برسد نوشته هاي شما پخش و مخدوش مي گردد.
لباس همرنگ
تلاش كنيد لباسي همرنگ محيط مورد بازديد به تن داشته باشيد زيرا اگر با لباسي زرد يا سبز فسفري به طبيعت رفتيد مطمئن باشيد مسافران همراه شما كمترين شانس ديدن پرندگان را خواهند داشت.
كلاه آفتابگير
گاهي مجبور خواهيد بود دقايقي يا حتي ساعاتي را بدون حركت به يك نقطه خيره شويد. در اينصورت داشتن يك كلاه آفتابگير همرنگ محيط؛ خصوصا در فصل تابستان بسيار كارآمد خواهد بود.
تلسكوپ
استفاده از تلسكوپ (اسپاتینگ اسکوپ) كمك شاياني به ديدن دقيق تر گونه ها مي كند.
دوربين عكاسي
ثبت لحظه ها و تصاوير بسيار با اهميت است. گرفتن عكس از چند جهت قابل توجه است:
الف- گاهي اوقات عكس به شناسايي دقيق تر گونه ها كمك خواهد كرد.
ب- نوشتن يك گزارش مصور بسيار جالب تر و كاربردي تر از گزارش هاي بدون عكس است.
ج- اثبات حضور يك گونه يا يك اتفاق خاص
د- تكميل آرشيو شخصي كه ممكن است بعدها تبديل به يك كتاب يا مقاله با ارزش گردد.
ه- داشتن عكس از موجوداتي كه ممكن است در آينده نزديك منقرض گرديده و به تاريخ بپيوندند (نظير درناي سيبري كه 1 قطعه از ان بيشتر نمانده است. بختياري83).
مواد خوراكي
اغلب اوقات كار در طبيعت طولاني شده و مجبور خواهيد بود يك وعده غذايي را در حين انجام كار صرف نماييد.
همراه داشتن مواد غذايي سبك و مقوي مي توانند شما را از زحمت پيمودن كيلومترها مسير رفت و برگشت به اولين آبادي خلاص كنند.
لوازم ديگر
داشتن بسياري لوازم مانند چراغ قوه؛ چاقو؛ خط كش يا متر؛ كفش مناسب سفر؛ چكمه لاستيكي (در تالابها و سواحل)؛ عينك آفتابي؛ كيف كمكهاي اوليه و ... مي توانند به فعاليت تحقيقي يا تفريحي شما كمك كنند
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: شنبه 15 بهمن1390

فضای غار زیرزمینی دایره شكل است و قطری برابر 15 متر دارد. دالانی به طول 9 و عرض 1/5 و ارتفاع 2/5 متر به دهلیزی وسیعتر به طول 4/5 و عرض 3/20 و ارتفاع 2/5 تا 4 متر میپیوندد. سپس این دهلیز به فضای گنبدی شكل غار باز میشود. این فضا از كف تا پنجره نورگیر سقف 12 متر ارتفاع دارد.

محراب غار با مقرنسهای آویخته كه به دوره صفوی تعلق دارد به نحوی احداث شده كه گمان میرود در زمانی نزدیكتر تعبیه شده باشد. میتوان فرض كرد كه این فضا برای مقاصد مذهبی ساخته نشده باشد. یعنی نه مسجد بوده است و نه مقبره، برخی از باستانشناسان آن را به دوران پیش از تاریخ نسبت میدهند که بعداً به صورت آتشکده و بعد از آن با تعبیه محرابی كه روی به قبله دارد به صورت عبادتگاه اسلامی در آوردهاند. بنابراین ممكن است زمان احداث این بنا بسیار دور باشد و كاربرد دیگری جز مسجد داشته است. به احتمال زیاد این بنا پیش از اسلام ساخته شده است.

در حال حاضر مردم روستاهای همجوار مراسم مذهبی ماههای رمضان و محرم را در آنجا برگزار میكنند و نذورات خود را در كنار این مسجد قدیمی به جا میآورند.
برای دیدن این مسجد باید به گورستان قدمگاه در نزدیکی روستای بادامیار از توابع آذرشهر در استان آذربایجان شرقی سری بزنید و بنای این مسجد را در بالادست گورستان ببینید.

معبد یا مسجد غار به لحاظ شیوه معماری، از جمله بناهای مهم و تاریخی به حساب میآید. قطر قائده گنبد این اثر تاریخی بیش از 15 متر است و 12 متر ارتفاع دارد. همچنین راهرو آن نیز دارای 12 متر طول است. این معبد یا مسجد در سال 1347 از سوی وزارت فرهنگ وهنر با شماره 779 در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسید.

گذارتان اگر به آذرشهر و مسجد غار افتاد، تماشای گورستان قدمگاه را هم از دست ندهید. گورستانی که در 15 کیلومتری جنوب آذرشهر در قریه بادامیار (قدمگاه) قرار گرفته و متعلق به قرن 9 و 10ق/15 و 16م است. بیشتر مردگان این گورستان از شیوخ دوره صفوی هستند. اهالی محل، آن را به نام دیک قبرستان مینامند.

این گورستان بر روی پشتهای قرار گرفته و سنگنبشتهها و حجاری هایی جالبی در آن دیده میشود. سنگ نبشته ها و الواح قبور به خط كوفی و ثلث نو است. جالب است بدانید که سنگ نبشته های ثلث تقریباً همه یكنواخت و یك دست است و نشان می دهند كه در روزگاری كنده شده اند كه مذهب جعفری در آذربایجان رسمیت و عمومیت یافته و نام ائمه اطهار(ع)، روی قبور درج شده است.
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: یکشنبه 9 بهمن1390
دانشمندان دانشگاه لیدز انگلستان و همكاران بین المللی شان با مستندات علمی، كاهش فاجعه آمیز جمعیت فوك خزري (Pusa caspica) - تنها پستاندار موجود در آب های محصور دریای خزر- را به اثبات رساندند. بررسی های انجام شده نشان می دهد جمعیت این گونه در 100 سال گذشته 90 در صد كاهش داشته است.یافته های این تحقیقات، اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت IUCN را بر آن داشته كه فوك خزری را از طبقه جانوران آسیب پذیر به طبقه در معرض خطر انقراض، در فهرست قرمز گونه های مورد تهدید منتقل كند.

دكتر سایمون گودمن از دانشكده علوم زیست شناسی دانشگاه لیدز می گوید: هر ماده فوك،
تنها یك توله در هر سال به دنیا می آورد بنابراین با این تعداد بسیار كم، مرگ هر ماده
بارور به منزله میخی بر تابوت اینگونه است. ما امیدواریم تغییر عنوان طبقه فوك در فهرست
سرخ، به افزایش آگاهی در مورد وضعیت وخیم اینگونه و بسیاری از مسائل مهم حفاظتی كه
تمام اكوسیستم خزری با آن مواجه است كمك كند.
شكار تجاری، تخریب زیستگاه، بیماری، آلودگی و خفگی در اثر گیر كردن در تور های ماهیگیری
باعث شده جمعیت فوك از بیش از یك میلیون در اوایل قرن بیستم به صد هزار عدد تا امروز
كاهش شدیدی پیدا كند.
نتایج بررسی های انجام شده از سال 2005 تا 2006 كه به تازگی در نشریه امبیو (Ambio)به
چاپ رسیده نشان می دهد در سال 2006 تنها 17 هزار ماده بارور وجود داشته كه برای حفظ
جمعیت موجود كافی نیست و میزان بقای اندكی را برای بچه فوك ها فراهم می آورد.
به علاوه نتایج بررسی های جدید انجام شده در سال های 2007 و 2008 نشان می دهد كه از
سال 2005 تعداد توله فوك های متولد شده تا بیش از 60 درصد كاهش شدیدی پیدا كرده و تعداد
آنها به 6 تا 7هزار عدد رسیده، در حالی كه تعداد بالغ های دیده شده در سرزمین های یخی
زمستانی شمال دریای خزر كه مكان زادآوری آنهاست، به كمتر از یك سوم در سال 2005 كاهش
یافته است.

شكارچیان تجاری داغستان در روسیه بیش از 8 هزار توله فوك را در سال های اخیر كشته اند.
تیم تحقیقاتی فوك خزر دولت كشورهای مجاور دریای خزر را مجبور به اعمال ممنوعیت شكار
به عنوان اولین قدم برای جلوگیری از روند كاهش بیشتر جمعیت فوك ها می كند.
دكتر گودمن معتقد است كه بدون انجام یك سری اقدامات حفاظتی، این گونه در معرض خطر جدی
است و احتمال زیادی وجود دارد كه شاهد انقراض آن در طول زندگی خود باشیم.
این گروه، از آمار اخیر خود و تحقیقات در حال انجام برای گسترش دستورالعمل اجرایی حفاظتی
بهره می جوید كه علاوه بر در اولویت قرار دادن ممنوعیت شكار فوك، مناطقی را به عنوان
حفاظت شده در حیطه كشور های هم مرز دریای خزر مشخص خواهد كرد. طرح اولیه این دستورالعمل
اجرایی اكنون كامل شده اما پیشنهادات اصلی باید از سوی كشور های این منطقه به طور كامل
ارائه شود.
دكتر سوزان ویلسون مشاور بیولوژی حفاظت از فوك و یكی از نویسندگان مقاله امبیو (Ambio)
می گوید: اگر چه هیچ راه حل آسانی برای مشكلاتی كه فوك هایA دریای خزر با آن مواجهند
وجود ندارد اما امیدواریم بتوانیم در سال آینده اقدامات مؤثری انجام دهیم، به خصوص
در كشور قزاقستان كه دولت آن نیاز به اقدامات فوری در این زمینه را تشخیص داده است.
همچنAین گروه علمی دكتر گودمن طرحی در جهت ارتقاء توانایی محققان محلی برای پایش و
مدیریت جمعیت فوك ها دارد كه توسط مؤسسه نوآوری داروین حمایت مالی می شود.
فوك خزری كه روی یخ ها زاد آوری می كند بومی دریای خزر است و از كوچكترین گونه های
فوك در دنیاست.طول بدن بالغ ها یك و نیم متر و وزن آنها به 85 كیلوگرم می رسد. فوك
خزر در فصل زمستان در قسمت های یخ زده شمالی و كم عمق دریای خزر زادآوری می كند، بدن
توله ها با خزی سفید و یكدست پوشیده شده، فوك ها از انواع متعدد ماهی ها تغذیه می كنند
اما بسیاری از گونه های طعمه مورد علاقه آنها به دلیل ماهیگیری بیش از حد انسان و وارد
سازی شانه دار ژله ای مهاجم رو به نابودی است.
فوك خزری در سراسر قرن بیستم در معرض شكار تجاری بسیار شدیدی قرار گرفت، ابتدا برای
تهیه روغن از چربی زیر پوست، سپس برای پوست كه مهم ترین عامل كاهش تاریخی جمعیت این
گونه بود.

فکها جانوران زیبایی هستند و شیرشان ۱۲ درصد چربی دارد. در زمانهای گذشته، تعداد زیادی از فکها برای استفاده از پوست و گوشتشان شکار میشدند. در حال حاضر هم هر سال تعداد زیادی از آنها در تورهای ماهیگیران گرفتار میشوند. برخی ماهیگیران میپندارند که فکها از ماهيان تجاري، که منبع ارزشمندی برای آنان هستند، تغذیه میکنند. به همین سبب، به محض مشاهدهٔ فکها، آنها را میکشند. 'گرم شدن زمين، باعث ذوب يخهاي بخش شمالي درياي خزر، و در نتیجه نابودی زیستگاههای فکها شدهاست. از عوامل دیگر کاهش شدید جمعیت فکهای دریای خزر، آلودگیهای محیطی و نوعی بیماری است که از سگ سانان به این گونه منتقل و در سالهای گذشته موجب تلفات زیادی شدهاست.
نقش فوك در طبيعتفکها با خوردن آبزیان بیمار و ایجاد تعادل در جمعیت آنها، در اکوسیستم دریای خزر نقش مؤثری دارند.
ساير مشخصات:
سن بلوغ : در سن شش تا هفت سالگی به بلوغ جنسی می رسند.
مهاجرت : فوک خزر سالانه از شمال تا جنوب خزر دراواخر بهار و از جنوب به شمال در اوایل پاییز
حرکت می کنند. این حیوانات اساسا در گروههای کوچک پراکنده مهاجرت کرده که حدس زده می شود مسیرهای ثابتی برای مهاجرتشان وجود ندارد.
پراکندگی فوک خزر: در سراسر دریای خزر از سواحل شمالی دریا تا سواحل ایران وجود دارند.
در زمستان، اوایل بهار و اواخر پاییز گروه بزرگی از آنها درشمال خزر جمع می شوند. درپاییز فوکها
در دهانه رودخانه های آرال و ولگا جمع می شوند. در اواخر بهار، تابستان و اوایل پاییز در میانه وجنوب خزر هستند.
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: پنجشنبه 6 بهمن1390



نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390
می گویند روستای ماخونیک هیچ سابقه تاریخی مکتوبی ندارد و فقط کلنل چارلز در زمان ناصرالدین شاه در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان به توصیف این منطقه اسرارآمیز پرداخته است. می گویند مردم ماخونیک تا 50 سال پیش، چای نمینوشیدند، شکار نمیکردند، لب به گوشت نمی زدند... می گویند ماخونیکی ها تلویزیون را ام الشیاطین می دانند و در خانه های کاهگلی آنها خبری از جعبه جادو نیست... عادات سفت و سختی که این روزها شاید ردپای آنها را در کمتر خانواده ماخونیکی ببینید. درست مثل کوتاه قدی که با لطف تاسیس مرکز بهداشت در منطقه، کم کم در میان مردم ماخونیک به افسانه تبدیل می شود...

روستای مینیاتوری
ماخونیک یکی از هفت روستای شگفتانگیز جهان است. روستای لی لی پوتی ایران که شهرت و آوازه اش را از زنان و مردان کوتاه قامت خود دارد که شب ها، زیر سقفی کوتاه تر از سقف خانه های ما چشم می بندند و صبح ها، از چهارچوب هایی کوتاه تر از چهارچوب های خانه های ما پا بیرون می گذارند تا راهی معدن شوند، دام هایشان را چرا دهند یا زمین های زراعی شان را شخم بزنند.
سرزمین لی لی پوت های ایران، با 12آبادی اطرافش، منحصر به فردترین روستای ایران است که ساکنان آن، بیماری کوتاهی را نسل به نسل از پدران خود به ارث برده اند. هر چند که این روزها با احداث خانه بهداشتی در روستا، قد کودکان ماخونیکی بلند تر شده است، اما جا به جای این روستا را که بگردید، هنوز ردپایی از زندگی مینیاتوری گذشتگان روستا خواهید دید.
برای دیدن ماخونیک باید به استان خراسان جنوبی سفر کنید و سری به شهرستان سربیشه بزنید. 78 کیلومتر مانده تا شرق شهر سربیشه، در مسیر جاده سربیشه به روستای دُرُح روستایی قرار گرفته که پیدا کردن آن جز با راهنمایی بومی های منطقه تقریبا غیر ممکن است. روستایی با کمتر از 600نفر جمعیت که قدشان به زحمت به 140 سانتی متر می رسد. مردم این روستا سنی حنفی هستند و با شما به زبان فارسی و لهجه خاص خراسانی ماخونی صحبت می کنند.
درباره وجه تسمیه روستا هم چند روایت وجود دارد که البته چندان معتبر به نظر نمی رسند. در بعضی از اسناد قدیمی که تاریخ نگارش آنها به 300 سال قبل میرسد، نام روستا مادخنیک ذکر شده... کلمه ای که مرکب از دو جزء «ماد» و «دخنیک» است. ماد در زبان پهلوی و پارسی باستان به ماه تبدیل شده که یکی از معانی آن شهر و مملکت است و در مجموع بنام شهر ماخونیک است. عده ای هم معتقدند که به دلیل وجود شکافی در کوه نزدیک روستا، به آنجا ماده ماخونیک گفته میشده که به مرور زمان به ماخونیک تغییر نام یافتهاست.
خانه های کوتاه
بافت مسکونی روستا در دامنهٔ تپه تشکیل شده است. با خانههایی بهم فشرده و کوتاه که در گودی زمین ساخته شدهاند. کف خانه حدود یک متر از سطح زمین پایینتر است و برای وارد شدن به خانه، باید کمر خم کنید و از درهای کوچک چوبی بگذرید . بعد، پا روی یکی دو پله درگاهی بگذارید تا به کف خانه برسید. اما با تمام این ها، بافت شهری ماخونیک به خانه های خشت و گلی کوچک محدود نمی شود. سال هاست که پای خانه های آجری امروزی هم به ماخونیک رسیده و رنگ و بوی امروزی تری به روستا داده است.
از ماخونیك تا مرز افغانستان حدود نیم ساعت راه است و این مهم ترین دلیل ادعایی است که اصلیت اهالی این روستا را به افغانستان نسبت می دهد. افغان هایی که ظاهرا در حدود سه چهار قرن پیش به این ناحیه آمدهاند و این روستای کوچک را برای سكونت شان انتخاب كردهاند.
گروه گردشگری تبیان- رستم زاد
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390
نام علمي :
podoces pleskei
زاغ بور گونه اي اِندميك و منحصر به فرد ايران زمين و يكي از ذخيرههاي اكوتوريسم زاغ بور يا زاغ كويري يا بور مرغ از ميان 500 گونه پرنده شناسايي شده در ايران ، تنها پرنده مختص زيستگاههاي ايران در جهان محسوب شده و به همين دليل به لحاظ زيستگاهي و پراكنش ، گونهاي آندميك و منحصر بفرد براي ايران به شمار ميرود و از آنجا كه گونههاي آندميك هر كشوري از اهميت اكولوژيكي و اكوتوريستي فوق العادهاي براي آن كشور برخوردار ميباشد ، بنابراين زاغ بور نيز بعنوان نماد پرندگان ايران داراي ارزشهاي زيست محيطي و طبيعت گردي سرشاري براي كشور ميباشد.
توريستهاي بين الملل از اقصا نقاط جهان ، علاقه وافري بر مشاهده و تماشاي زاغ بور دارند. لذا با برنامهريزي اصولي ميتوان از اين فرصت بعنوان يك ظرفيت عالي براي جذب توريسم و نهايتاً توسعه صنعت ارز آور توريسم و اعتلاي شاخصهاي زيست محيطي و اقتصادي-اجتماعي بهره جست. زاغ بور در بین گردشگران خارجی معروف به پرنده میلیون دلاریست ببه این علت که توریستها میلیونها دلار برای دیدن چند لحظهای این پرنده هزینه میکنند.

زاغ بور از نظر مشخصات ظاهري 24 سانتي متر طول دارد و شبيه هدهد ، اما بدون تاج سر ، دست ، منقار بلند با اندكي خميدگي رو به پايين و با بالهاي پهن است. رنگ پر و بال نخودي مايل به قهوهاي، صورت كمرنگتر و از قاعده منقار تا چشمها لكه سياه رگه مانند و نيز لكه سياه بزرگي در بالاي سينهاش ديده ميشود . داراي بالهاي سياه با دو نوار بالي سفيد است (كه در پرواز مشخص ميشود ) بسيار فريبكار است . به طور تصادفي ،بالاي بوتههاي قيچ نشسته و دُمش را اندكي بصورت پره مانند نگه ميدارد. بيشتر روي زمين راه رفته و به سرعت ميدود تا از مقابل ديدگان پنهان شود . از نظر زيستگاهي مختص مناطق استپي و بياباني حاشيه كوير مركزي ايران بويژه دشتهاي پوشيده از گياه قيچ ميباشد. وجه تمايز اين پرنده با اعضاى ديگر خانوادهاش، برخوردارى از صدايى دلنشين است. زاغ بور صدايى دلنشين و آهنگين دارد كه اين ويژگى بر جذابيتش افزوده است.

زاغ بور در سال يك بار جوجه آوري داشته و معمولاً 4يا 5 جوجه دارد. نکته جالب در مورد جوجههای زاغ بور این است که جوجههای این پرنده زیبا در انتهای مخرج خود کسیهایی دارنند که تمام فضولات این پرنده در داخل این کسیه ذخیره شده و در هنگام خروج جوجهها از لانه این کیسه از انتهای مخرج جدا شده و اینکار باعث تمیز نگه داشتن داخل لانه زاغ بور میشود.

زاغ بور را میتوان در اوایل صبح یا اوایل غروب آفتاب در کنار جادههای ارتباطی منطقه بخصوص محور چوپانان – اردکان یا جادهای موسوم به جاده هفتومان مشاهده کرد. در زبان محلی به زاغ بور شهید کنو هم گفته میشود چراکه این پرنده ممکن است تظاهر به عدم پرواز بکند و با پروازهای کوتاه ، مسافت طولانی را طی و مهاجم را از پای در بیاورد . نکته قابل توجه در مورد این پرنده استتار بالای لانه سازی این پرنده است ، بطوریکه آشیانه این پرنده از فواصل چند متری قابل مشاهده نیست و از بالا به سختی برای پرندگان شکاری قابل رویت میباشد. تصادفات جادهای و پرندگان شکاری جزو مهمترین عوامل تهدید این گونه نادر در منطقه عباس آباد نایین میباشد.
بر اساس مطالعات و بررسيهاي به عمل آمده شهرستان نايين زيستگاههاي بسيار غني و متنوعي براي زاغ بور در حاشيه كوير مركزي پوشش مي دهد. در اين راستا ميتوان به دشتهاي عباس آباد ، چاه خربزه ، سياهكوه، قبله و دق سرخ و دشت نخلك در بخش انارك و دشت سهيل در بخش مركزي اشاره كرد. در شهرستان خور وبيابانك نيز دشتهاي چاهملك و كلاته از زيستگاههاي زاغ بور محسوب ميشود.
به استناد مطالعات گسترده و علمي بعمل آمده و مدارك و مستندات حاصله پناهگاه حيات وحش عباس آباد غنيترين زيستگاه زاغبور در استان اصفهان و يكي از زيست بومهاي بسيار مهم و شاخص اين پرنده در كشور به حساب ميآيد به طوريكه اين گونه ارزشمند در دشتهاي مختلف منطقه شامل عباس آباد، كشكي ، چاه حسنك ، كفه چفت و كفه مغون جوجه آوري دارد. همچنين تصاوير بديع و بعضاً استثنايي از اين پرنده تهيه شده است.
منبع :
برگرفته از سايت نائين پژوه و منابع زير:
پينوشت:
کلاغ بلوند!
زاغ های بور از خانواده ی کلاغ ها هستند؛ رنگ نخودی مایل به صورتی زاغ های
بور، به ان ها کمک می کند خود را به خوبی در مناطق بیابانی استتار کنند.
لانه ای در میان قیچ ها
جفت نر و ماده ی زاغ بور در تمام طول سال با هم زندگی می کنند. آن ها با کمک هم آشیانه ی گردی با شاخه های در هم تنبیده در میان بوته های قیچ می بافند. آن گاه ماده در آن تخم می گذارذ. گفته می شود که زاغ های بور، وابستگی زیادی به گیاهان قیچ دارند و فقط در قیچ زارها زندگی می کنند.
نقش زاغ بور در طبیعت
زاغ بور با تغذیه از حشره ها، به تعادل جمعیت آن ها در طبیعت یاری می
رساند. به علاوه ، با خوردن دانه های گیاهان و دفع آن ها در مناطق دورتر،
به پراکنش بذر این گیاهان کمک می کند.
مرجع:فرهنگ نامه ی حیات وحش ایران
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390
شهرستان کرج مركز استان البرز دارای آثار تاريخی فروانی است و تنها د ر ناحيه کرج مرکزی نزديک به يکصد اثر تاريخی ثبت شد ه وجود دارد.و علاوه بر آن در ناحيه اشتهارد ساوجبلاغ و شهريار تعداد فراوانی از آثار باستانی وجود دارد که ما به شرح چند اثر تاريخی در ناحيه کرج مرکزی و معرفی نام و محل باقی آثار مي پردازيم. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نام و مشخصات آثار ثبت شده شهرستان کرج
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
لينك نقشه ماهواره اي و گردشگري استان البرز - شهر كرج : (نقشه كرج) اين هم يك نقشه كامل گردشگري ديگر (نقشه گردشگري كرج) به فرمت JPG(سايز فايل اصلي: 2.69 مگابايت) تصوير زير هم لينك كمكي دانلود نقشه گردشگري شهر كرج
|
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390
روستاي
برغان كه آب و هواي آن در بهار و تابستان معتدل و در پائيز و زمستان سرد
است در دامنه جنوبي كوهستان البرز با كوه هاي خشك اين منطقه همچون نگين
سبزي احاطه شده است . دو رودخانه شاهرود و سنج كه هر دو از ارتفاعات كوههاي
البرز مركزي سرچشمه مي گيرند و ز ميان اين روستا مي گذرند نقش به سزايي در
تلطيف آب و هوا و سرسبزي اين روستا دارند.
روستاي برغان چشم اندازها و
مناظر دلپذيري دارد. گستره باغات مزارع سرسبز حواشي رودخانه هاي شاهرود و
سنج و چشم انداز كوههاي پيرامون جلوه هاي متنوعي از زيبايي هاي كم نظير
طبيعت را به ويژه در بهار و تابستان به نمايش مي گذارد.
به نظر مي رسد
حجم وسيعي از درختان روستاي برغان را درخت گوجه سبز تشكيل داده است و بي
جهت نيست كه نام برغان با گوجه برغاني پيوند خورده است . اين نوع گوجه سبز
نزد باغداران و كشاورزان زبانزد خاص و عام است . حتما تاكنون نام گوجه
برغاني را در ميوه فروشي ها ديده ايد! گوجه سبز برغان يكي از ممتازترين
انواع اين ميوه هاست كه طعم و مزه آن را با حضور در اين روستا احساس خواهيد
كرد.
برغان به عنوان يكي از روستاهاي قديمي شهرستان ساوجبلاغ داراي
ابنيه و مكانهاي قديمي است كه مسجد جامع و چنار هزار ساله داخل حياط آن
حسينيه اعظم و پل متعلق به دوران صفوي گوياي قدمت اين روستاست .
اگر
از مسير كردان قصد سفر به برغان را داشته باشيد در بدو ورود به روستا وارد
ميدان كوچك و قديمي خواهيد شد كه در اطراف آن چندين مغازه از جمله نانوايي
ميوه فروشي و بقالي وجود دارد. برخي از مغازه ها نيز به فروش محصولات باغي
روستائيان شامل گردو بادام آلو خشك توت خشك برگه هلو برگه زردآلو
آلبالوخشكه قيصي كشمش سماق و... مشغولند. محصولات باغي كه براي فروش به
مشتريان بر روي سيني هاي فلزي قرار گرفته اولين چيزي است كه نظر هر تازه
وارد به برغان را به خود جلب مي كند.
كمي آنطرف تر از اين ميدان كوچك
مسجد جامع برغان قرار دارد. مسجد جامع در پائين محله برغان واقع شده است .
بر سر در اين مسجد كتيبه اي وجود دارد كه در آن به سرگذشت اين مسجد اشاره
شده است .
براساس مندرجات كتيبه سردر مسجد اين مسجد به دستور « كيومرث
بن بيستون بن گستهم » از ملوك رستمدار طبرستان احداث شده است . او از سلسله
پادوسپانان و مركز حكومتش در قلعه نو نزديك مازندران بود كه بر اثر خوابي
كه در جواني مي بيند به تشيع مي گرود . او در سال 821 هجري قمري به هنگام
عبور يا سركشي از روستاي برغان دستور ساخت اين مسجد را مي دهد.
شرح حال اين داستان كه عينا از روي كتيبه سردر بالاي مسجد جامع نوشته شده به اين قرار است :

در داخل حياط مسجد جامع برغان درخت چناري است كه قدمتش به هزار سال پيش مي رسد. اين شاهكار طبيعت به همراه درخت چنار ديگري كه در مجاورت آن قرار دارد يكي از كهنسال ترين درختان ايران هستند كه در دامنه سلسله جبال البرز مقاوم و استوار سر به آسمان مي سايند. گفته مي شود با ورود دين مقدس اسلام به ايران مردم روستا كه آئين زرتشت را دين خود مي دانستند اسلام و تشيع را پذيرفته و با ساخت مسجد به كاشت اين دو چنار به عنوان سايه بان مبادرت مي ورزند. اين شاهدان زنده تاريخ در قرون گذشته شاهد تاخت و تازهايي بوده اند كه توسط اقوام مختلف در اين روستا انجام گرفته است . گفته شده در سال 1357 هجري قمري آتش سوزي مهيبي مسجد روستا را در كام خود فرو برده علي رغم تلاش و كوشش ساكنين متاسفانه از ساختمان مسجد تنها تلي از خاكستر بر جاي مي ماند. به علت اين آتش سوزي خسارات جبران ناپذيري بر تنه درخت اصلي وارد مي شود كه آثار آن همچنان مشهود است .
در سال 1354 خورشيدي هنگام نوسازي مسجد
به منظور جلوگيري از سقوط شاخه هاي خشكيده بر روي مسجد قسمتي از سرشاخه
اصلي درخت قطع گرديد . اندازه محيط اين درخت چنار 12 متر است و با آنكه
داخل اين درخت كاملا خالي است اما همچنان سرسبز و سرزنده است . داخل درخت
شبيه اتاق كوچكي است كه بيش از 10 نفر را در خود جاي مي دهد . وسط درخت
كاملا خالي است و اگر داخل آن شويد و به بالا نگاه كنيد مي توانيد آسمان را
ببينيد. لوستر كوچكي با نور سبز در قسمت فوقاني داخل درخت آويزان است كه
به زيبايي داخل درخت جلوه اي خاص داده است . در مدخل ورودي اين درخت دري
چوبي نصب شده و برخي از مردم به دليل اعتقادي كه به اين درخت دارند به آن
دخيل مي بندند . درخت چنار ديگري با اندازه محيط 10 متر در كنار درخت چنار
اصلي قرار دارد . ا ين درخت توپر سرسبز و كاملا رو به رشد است . از كنار
ريشه و تنه بسيار قطور هر دو درخت شاخه ها و جوانه هاي زيادي روييده كه هر
يك خود به درختان بزرگي تبديل شده اند.
حسينيه اعظم برغان نيز اثر
تاريخي ارزشمند ديگري است كه در بالا محله برغان واقع شده است . حسينيه
اعظم بنايي است مستطيلي با معماري به سبك قديم سر در اين بنا را در سال
1367 خورشيدي تجديد بنا كرده اند . براساس سنگ نوشته بالاي سر در حسينيه
عمر حسينيه تا زمان تجديد سردر بنا (1367 خورشيد) 540 سال ذكر شده است . بر
اين اساس بناي ساختمان را تا دوره جانشينان امير تيمور گوركاني حدود
سالهاي 860 هجري قمري به عقب برده اند اما به نظر مي رسد حسينيه در سال 834
هجري قمري بنا شده باشد (همزمان با حكومت شاه طهماسب صفوي ).
براساس
اسناد تاريخي نفوذ علويان و آل بويه از قرن چهارم هجري قمري و مهاجرت
سادات علوي در اواخر قرن دوم هجري قمري به برغان بيانگر آن است كه مردم
روستاي برغان با مذهب شيعه آشنايي داشته اند و بي ترديد از عهد صفويه در
حسينيه اعظم برغان در ايام محرم مراسم عزاداري و تعزيه خواني برگزار مي
كرده اند. گفته مي شود در عصر قاجاريه نيز تعزيه خواني در حسينيه اعظم
برغان برپا مي شده و از ارج و اعتباري بسيار برخوردار بوده است . به دليل
آنكه تعزيه از يك سو ريشه در آئين هاي كهن ايراني دارد و از ديگر سو از
باور مردم پاك انديش و ارادتمندان به سيد الشهدا مايه مي گيرد از اين رو
مردم برغان تعزيه را هر ساله بسيار مفصل و با شكوه برگزار مي كنند. در وسط
حسينيه سكوي اصلي اجراي مراسم تعزيه تعبيه شده كه تعزيه خوانان در آنجا به
اجراي مراسم مي پردازند.
همچنين در بالا محله برغان و در مقابل حسينيه
اعظم يك پل قديمي مر بوط به دوره صفويه وجود دارد كه با مصالح آجر قلوه سنگ
و ساروج به طرز ماهرانه اي ساخته شده كه هنوز پس از ساليان دراز پابرجاست .
اين پل بر روي رودخانه شاهرود ساخته شده و در دوره هاي زنديه قاجاريه و
پهلوي تعميراتي در آن صورت گرفته است .
در گشت و گذار در روستاي برغان و
گفت و گو با اهالي محل اغلب مردم از فرد نيكوكاري از اهالي روستا به نام
حاج حسين فروزنده نام مي بردند كه تاكنون براي روستاي برغان منشا خدمات
بسياري بوده است . خدماتي همچون ساخت حمام آوردن آب لوله كشي كمك به ساخت
دفتر مخابراتي كمك براي تعريض معابر روستا بازسازي حسينيه اعظم برغان اطعام
عزاداران حسيني در 10 شب اول ماه محرم ساخت سرويس هاي بهداشتي و از همه
مهمتر كمك به احداث جاده باغستان ـ برغان كه فاصله برغان تا كرج را نسبت به
جاده كردان به ميزان قابل توجه اي كاهش داده است .
تعريف و تمجيدهاي
اهالي روستاي برغان از حاج حسين فروزنده باعث شد كه مايل به ديدارش شوم .
آدرسش را از اهالي محل گرفتم و به ديدارش رفتم . او هم اكنون صاحب و مدير
مجتمع بزرگ فرهنگي توريستي و تفريحي فروزنده در جاده باغستان ـ برغان است
كه در آينده نزديك به يكي از بزرگترين مراكز بزرگ فرهنگي توريستي ايران
مبدل خواهد شد. وارد مجتمع شدم و از دربان مجتمع سراغ حاج حسين را گرفتم .
او با دست نقطه اي را نشان داد كه عده اي كارگر در حال كار كردن بودند. به
ميان آنها رفتم و گفتم : ببخشيد : كجا مي توانم آقاي فروزنده را ملاقات كنم
مردي از آن ميان كه نسبت به سايرين مسن تر مي نمود سرش را بلند كرد و گفت :
بفرمائيد! با تعجب به او نگاه كردم و گفتم : حاج حسين فروزنده شما هستيد
او نيز با تواضع و افتادگي خاصي كه ويژه اينگونه انسانهاست گفت : من رعيت
شما هستيم ! با او به گفت و گو نشستم . او نيز متواضعانه از خدمات عام
المنفعه كه تاكنون براي روستاي برغان انجام داده سخن گفت .
خورشيد
كم كم داشت پشت كوه هاي برغان پنهان مي شد كه از حاج حسين خداحافظي و به
سمت تهران حركت كردم . تا قبل از ملاقات با حاج حسين فروزنده بارها و بارها
شنيده بودم كه خداوند به اندازه دل هر شخص به او وسعت مال مي دهد اما پس
از آن ملاقات به يقين رسيدم .
- منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، 14 مرداد 1388.
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390

خارتوران (یا توران) در جنوب شرقی شهرستان شاهرود و جنوب جاده تهران ـ مشهد قرار دارد. مساحت كل مجموعه حدود یك میلیون و 470 هزار هكتار (14700 كیلومتر مربع) است كه حدود 75 درصد آن منطقه حفاظت شده، 17 درصد پناهگاه حیات وحش و 8 درصدش پارك ملی است.
توران پس از پناهگاه حیات وحش نایبندان در طبس لقب دومین مجموعه حفاظت شده وسیع ایران را با خود یدک می کشد؛ منطقه ای که از 3 دشت بسیار وسیع تشکیل شده است. در واقع 3رشته كوهی که شامل قله 2281 متری شتركوه در غرب، 2265 متری قلعه بالا در شمال غرب و 2411 متری پیغمبر می شود.

یك منطقه حدود 200هزار هكتاری ماسه ای هم شامل شن های روان و منطقه وسیعی از اراضی بایر و یك رودخانه آب شور به نام كال شور خارتوران در شرق این ناحیه قرار دارند. به همین دلیل برخی از منابع، این مجموعه را پس از پارك ملی سرنگتی در تانزانیا دومین ذخیره گاه طبیعی زیست كره یونسكو از نظر وسعت به شمار می آورند!
بد نیست بدانید که ذخیره گاه ها به مناطق حفاظت شده ای گفته می شود كه از طرف یونسكو تحت پوشش دفتر شورای هماهنگی بین المللی برنامه انسان و كره مسكون(MAB) قرار دارند و هدف اصلی تعیین این ذخیره گاه ها ایجاد زمینه علمی مناسب در راستای هماهنگی بین كشورها و تبادل دانش علمی به منظور جلوگیری از كاهش روند رو به نابودی تنوع زیستی است.
در خارتوران مجموعا 41 گونه پستاندار، 167 گونه پرنده، 42 گونه خزنده و 2 گونه دوزیست شناسایی شده اند كه شاخص ترین آنها همان یوزپلنگ آسیایی و گورخر ایرانی هستند. خارتوران در كنار منطقه حفاظت شده بهرام گور در استان فارس آخرین پناهگاه گورخر است. حیوانی كه در گذشته های دور تقریبا در دو سوم خاك ایران و چند كشور همسایه زندگی می كرد.

در سال 1356 جمعیت گورخر در كل ایران حدود 6هزار رأس و در خارتوران بیش از 2هزار رأس سر شماری شده بود، اما در سال 1389 اداره محیط زیست استان سمنان جمعیت آن را 149 رأس اعلام كرده است.
خارتوران همچنین احتمالا بیشترین تعداد یوزپلنگ را هم بین مناطق مختلف ایران در خود جای داده است. به جز اینها غزال ایرانی (آهو)، جبیر، پلنگ ایرانی، سیاه گوش، گوسفند وحشی، بز وحشی، گربه شنی، گربه دشتی، گربه پالاس (از انواع بسیار نادر گربه سانان)، كفتار راه راه، گرگ، شغال، روباه قرمز و شاه روباه از پستانداران شاخص این ناحیه هستند.

از پرندگان پارك هم می توان به هوبره، كبك، تیهو، بلدرچین، چاخ لق، كبوتر چاهی، قمری، دم جنبانك ابلق، سبزه قبای هندی، باقرقره، سهره سبز، سهره صورتی، چكاوك كاكلی، سنگ چشم دم سرخ، انواع گنجشك، اردك بلوطی و حواصیل و انواع پرندگان شكاری مانند بحری، دلیجه، عقاب طلایی، عقاب دشتی، شاه بوف، مرغ حق، دال، كركس مصری، قرقی و انوع سارگپه اشاره كرد.
این منطقه از بهترین زیستگاه های زاغ بور نیز به شمار می رود. زاغ بور تنها پرنده بومی و انحصاری ایران است كه در كنار بوته های قیچ زندگی می كند. از خزندگان خارتوران هم به جز انواع سوسمار و آگاما می توان به بزمجه بیابانی كه طول آن به یك و نیم متر می رسد، لاك پشت مهمیزدار، كفچه مار، افعی شاخ دار، مار زنگی و انواع مارهای جعفری اشاره كرد.

در منطقه شمال غربی خارتوران بقایای یك شهر سوخته كشف شده است. در بخش های جنوبی هم ابزار آلات فلزی متعددی یافت شده اند که باستان شناسان آن ها را متعلق به دوران بعد از اسلام می دانند. ظروف سفالی و یافته های باستانی دیگر در منطقه نشان می دهد كه قدمت تاریخی خارتوران به دوران ساسانیان می رسد.
برگرفته از بیابان های ایران، جام جم
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390




نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: سه شنبه 4 بهمن1390
باداب سورت
فکر کنید روی صخره های نارنجی رنگی قدم می زنید که لایه لایه زمین را بالا رفته اند و آب از بلورهای سنگی شان چکه می کند... رو که بر می گردانید، پشت سرتان زمین لایه لایه سبزآبی است... کمی آن طرف تر، لایه لایه زرد... فکر کنید مشتتان را زیر یکی از قندیل های سنگی گرفته اید و آب صخره ها را مزه مزه می کنید؛ ترش، خنک، متفاوت! بعد یکی پیدا شود و از جادویی بودن این معجون زرد رنگ بگوید که شفای بیماری هاست و دوای دو هزار درد! برای سفر به چنین سرزمین شگفت انگیزی حاضرید چه بهایی را بپردازید؟
مشابه این چشمه ها تنها در سه کشور ترکیه، امریکا و نیوزلند وجود دارد که اتفاقا برخلاف باداب سورت که در کشور ما در حد یک چشمه محلی باقی مانده، از توریستی ترین جاذبه های طبیعی این کشورها محسوب می شوند
یک بلیط به مقصد ساری کفایت می کند تا
اسرارآمیزترین نقطه زمین را ببینید. اینجا سرزمین عجایب است. جایی که طبیعت بازی
رنگ ها و سنگ ها را بهانه چند قرن شگفت زدگی انسان ها قرار داده است. کافی است
پایتان به چشمه های آب معدنی باداب سورت برسد تا این تابلوی اسرارآمیز را مقابل
چشمانتان ببینید. پدیده حیرت آوری که در 68 كیلومتری شمال دامغان و 7 كیلومتری غرب
روستای بادله قرار گرفته و دومین اثر میراث طبیعی ثبت شده ایران به شمار می رود.
باداب سورت دو چشمه دارد... با آب هایی که هر کدام
رنگ، بو و مزه خودشان را دارند. یكی شور شور و دیگری ترش و شیرین!
چشمه شور باداب سورت استخر آبی كوچكی است كه معمولا
در تابستان برای آب تنی استفاده می شود و درمان دردهای كمر، پا، روماتیسم، میگرن و
امراض پوستی را به میهمانانش هدیه می دهد. روستائیان سنگ های این صخره ها را داخل
آتش می گذارند و وقتی خوب داغ شدند، آنها را در آب گوگردی قرار می دهند و از آن
برای التیام پوست و دردهای مختلف استفاده می كنند.
اما چشمه دیگر باداب سورت كه در نزدیکی این چشمه قرار گرفته، با آب زرد و نارنجی رنگش که از صخره ها نشت می کند، اكسید آهن را قعر صخره ها به زمین می آورد. آب های رسوبی این دو چشمه هزاران سال است که از كوه سرازیر می شوند و ده ها حوضچه كوچك رنگین را در دل صخره ها پر می کنند. حوضچه هایی که تماشای سرخی و زردی و سبزی آنها سر ذوقتان می آورد و باور طبیعی بودن منطقه را برایتان دشوار می کند. اما اگر خوش شانس باشید و بتوانید طلوع و غروب خورشید را هم در باداب سورت ببینید، از این هم شگفت زده تر می شوید! تلالو خورشید در حوضچه ها و انعكاس نور آنها در سایه روشن طبیعت شاید زیباترین صحنه ای باشد که در عمرتان دیده اید.
یک بلیط به مقصد ساری کفایت می کند تا اسرارآمیزترین نقطه زمین را ببینید. اینجا سرزمین عجایب است. جایی که طبیعت بازی رنگ ها و سنگ ها را بهانه چند قرن شگفت زدگی انسان ها قرار داده است
چشمه های کهنسال
چشمه آب معدنی بادآب سورت نوعی ژئو پارك است که در
ارتفاع 1841 متری از سطح دریا قرار گرفته است. برای دیدن این چشمه، باید به
شهرستان ساری، بخش چهاردانگه، دهستان پشت كوه سفر کنید یا از جاده شهمیرزاد
(سمنان)- ساری به سمت کیاسر حرکت کنید و در 35 كیلومتری كیاسر به سمت روستای اورست
و مالخاست بروید. از اینجا به بعد، 25 كیلومتر جاده فرعی پیش روی شماست که ظاهرا
آسفالت چندان مناسبی هم ندارد. هر چند که جاده های استان سمنان مسافت کمتری دارد و
ایمن تر هستند اما در مقابل، جاده های استان مازندران (محور کیاسر) به مراتب
زیباترند و به عنوان طولانی ترین جاده جنگلی کشور لقب گرفته اند که گذر از آن خالی
از لطف نیست.
این چشمه که همزمان با آخرین چین خوردگی های البرز
در دوران چهارم زمین شناسی شكل گرفته، از شمال با ارتفاعات و تپه های پوشیده از
جنگلهای سوزنی برگ، از جنوب با دره، از شرق با ارتفاعات پوشیده از گیاهان بوته ای
و درختچه و از غرب با معدن سنگ های تزئینی احاطه شده است.
اما باداب سورت به همین
جا ختم نمی شود. اگر در امتداد این چشمه ها صدها متر به سمت شمال بروید، در
ارتفاعات به باداب سورت قدیمی می رسید که البته از سال ها پیش خشک شده است اما
آثار شگفت انگیز آن هنوز هم پابرجاست. غیر از این، باداب سورت دیگری هم وجود دارد
که به باداب سورت کوچک یا شورسر معروف است.
این چشمه بسیار کوچک که در روستای اروست قرار
گرفته، خواص درمانی بسیار بیشتری دارد و یکی از گردشگر پذیرترین نواحی روستای
اروست به حساب می آید.
اسم و رسم چشمه ها
اگر معنای باداب سورت را از محلی های این چشمه
بپرسید، برایتان خواهند گفت که باداب به معنی آب گاز دار است و سورت به معنای شدت
اثر و این کلمه روی هم رفته معنای اثر آب گازدار را خواهد داد. با این حال، این
چشمه ها در ایران به چشمه های طلایی یا قصر طلایی معروف شده اند که نامشان را از
رنگ زرد و نارنجی شان وام گرفته اند.
شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که مشابه این
چشمه ها تنها در سه کشور ترکیه، امریکا و نیوزلند وجود دارد که اتفاقا برخلاف
باداب سورت که در کشور ما در حد یک چشمه محلی باقی مانده، از توریستی ترین جاذبه
های طبیعی این کشورها محسوب می شوند.
با تمیز نگهداشتن و حفظ این طبیعت سرزمینمان ،
اصالت و آریایی تبار بودن خود را به نمایش بگذارید
نويسنده: محمود ثابت
نوشته شده در: دوشنبه 3 بهمن1390